جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
بزرگمالک
زمیندار
پیروز
پیروزمند
پیروزمندانه
ظفرمندانه
آغاز
اول
بدکار
فاسق
بلا
رزیه
غمانگیز
غمبار
زشت
قبیح
جندگی
خودفروشی
بیعصمت
جلب
جندهخانه
عشرتکده
صلصل
طوقی
پرقیمت
گرانبها
پادزهر
تریاق
ایران
پارس
سواره
جنگاور
ایرانی
عجم
آزاد
آسوده
آزاد
آسوده
دانشآموخته
دانشآموخته
آرام
آسوده
چادر
خیمه
تبهکار
ضال
بدپیشه
بیتقوا
آشکار
آشکارا
بعد
دوری
حکیم
خردمند
حکیمانه
خردمندانه
عامل
عملگر
ترک
چاک
افلاس
تنگدستی
سیاهه
صورت
فاکه
میوه
شگون
مروا
طالعبین
فالبین
طالعبینی
فالشناسی
طالعبین
غیبگو
طالعبینی
فالاندازی
رمال
طالعبین
شگون
مروا
پالیز
کشتزار
رنگ
صبغه
آل
اهلبیت
تفنن
هوس
چراغ
مصباح
تباهیپذیر
زوالپذیر
صرفه
منفعت
پیروز
غالب
فیاض
فیضرسان
پیروز
چیره
برنا
جوان
افسونگر
فتانه
پیروزی
تسخیر
ترکبند
زین
ایستایی
توقف
آشوب
بلوا
آشوبگر
مغرض
آشوبگری
تفتین
آشوبگر
اخلالگر
آشوبگری
بلواطلبی
افسونگر
عشوهساز
اجازه
حکم
ایثار
جوانمردی
بیحالی
سستی
سکته
بغتتا
بامداد
پگاه
الواطی
تباهی
جانگداز
دردناک
بدزبان
دشنامگو
بددهانی
بدزبانی
زنا
معصیت
تفتیش
جستجو
برجسته
چیرهدست
محتوا
مضمون
سفالپز
سفالگر
افتخار
بالندگی
افتخار کردن
بالیدن
برخی
سربها
ازخودگذشته
ایثارگر
ازخودگذشتگی
ایثار
برخی
جاننثار
برخی
جاننثار
جانبها
سربها
تاب
چین
جلال
شان
تولید
ساخته
تولید
ساخت
بالا
فوق
بسیط
پهن
فراخی
گشادی
درخور
سزاوار
سعه
فراخنا
انهزام
رم
گریزپا
گریزنده
رمیده
گریخته
ارتفاع
اوج
بالایی
فوقانی ≠ فرودین
ادراک
تفرس
بستر
خدمتکار
پیشخدمت
پیشکار