جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
اطاق
خانه
باوقار
بزرگسال
انتقال
نقل
بیدادگر
جبار
بیدادگرانه
جبارانه
بلافاصله
دردم
ظرفیتدار
فراخ
اتوبان
راه
افسون
تسخیر
افسونگر
جادوکار
ساحری
سحر
دلربا
دلفریب
جذب
جذبه
بانگ
داد
جارزن
جارکش
جاروب
درمنهجاروب
جاروکشی
رفتن
دادوفریاد
غریو
رفتگر
سپور
روان
ساری
برا
برنده
تعبیه
جعبهمخفیتعبیه
خبرآور
خبرچین
ملاح
ملوان
جعلکننده
سندساز
قفسه
کتابخانه
پاانداز
دیوث
پااندازی
قرمساقی
جاذب
گیرا
بستان
پالیز
پیاله
ساتکین
جماد
سخت
تام
فراگیر
اجتماع
جمعیت
پوشش
پوشیدنی
بقچه
چمدان
روان
روح
آفریننده
ایزد
جانانه
دلبر
جانان
محبوبه
پهلو
جهت
جاننثار
دلیر
ایثار
جانفشانی
جانافزا
جانپرور
حامی
طرفدار
حمایت
طرفداری
جانبخش
جانفزا
پناهگاه
سنگر
جانور
جنبنده
جانکاه
جانگداز
بدل
جایگزین
خلافت
قائممقامی
جانپرور
روحانگیز
جانسوز
جانگداز
احتضار
نزع
جانگزا
رقتآور
تسلیخ
تشلیخ
برخی
جانباز
جانبازی
جانفدایی
جاندار
حیوان
صمیمی
عزیز
آبرو
اعتبار
پرتلاش
تلاشگر
ریاستطلب
زیادهطلب
ریاستطلبی
مسندجویی
بیدانش
بیعلم
سفیهانه
نابخردانه
احتشام
تشخص
پایا
جاویدان
پایایی
دیرینگی
ابدی
پایا
پایا
دیرینگی
ابدی
پایا
ابدی
ازلی
بهازا
عوض
اثر
پی
حلال
روا
اجر
انعام
جا
قرارگاه
جانشین
ثابت
ثابت
مستقر
بیدادگر
جابر
بیدادگرانه
جابرانه
بزدل
ترسو
ضرورت
اجبار
جبرائیل
جبریل
بزور
عنفاً
تاوان
ترمیم
جلال
حشمت
اجباری
قسری
کتل
کوه
خصلت
خو
اصلی
ذاتی
باک
بزدلی
زرهپوش
سلاحدار
نما
پیشانی
بزدل
ترسو
هواپیما
هواپیما
اندام
بدن
انکار
تکذیب