جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
اولاد
عیال
پارسا
پرستشگر
پارسایانه
پرهیزگارانه
راهگذر
رونده
بیچاره
بیحال
جلد
چابک
بتعجیل
بهشتاب
خلق
خو
رایج
متداول
رسوایی
شرم
چهر
چهره
بیماری
کسالت
سالک
صوفی
بری
فاقد
عاریت
قرضی
دلباخته
دلداده
تندباد
توفان
سرکش
طاغی
خوشبو
دماغپرور
احساس
انفعال
باطل
بیکار
تندرستی
سلامتی
آسایشطلب
سلامتخواه
آرامشطلب
آسایشجو
گجسته
مطرود
آخر
آخرکار
بالاخره
پایان
آخربین
پیشبین
آخربینی
عاقبتنگری
خوشعاقبت
نیکفرجام
خوشعاقبتی
نیکفرجامی
آخربین
دوراندیش
باهوش
بخرد
بخردانه
خردمندانه
گوشهگیر
گوشهنشین
آفاق
آفرینش
خردمند
دانا
جهانافروز
جهانتاب
بخردانه
خردمندانه
جهانتاب
عالمافروز
جهانسوز
شهرآشوبجهانسوز
جهانی
عالمی
بلند
رفیع
بلندمرتبه
بلندمقام
ارجمند
بزرگوار
صاحبمنصب
عالیرتبه
شریفنسب
عالینژاد
همگان
همه
تعمدی
دانسته
آژانس
پیشکار
بهعمد
تعمداً
همگان
همه
عامپسند
عوامپسند
بیسواد
جاهل
خلقی
عوامانه
دخل
درآمد
بازدارنده
رادع
پراولاد
پرعائله
بالاپوش
جامه
بندگی
پرستش
پرستشگاه
عبادتگاه
پارسا
زاهد
بیعت
پرستشگاه
بند
جمله
باطل
بیثمر
برده
بنده
شکمبنده
شکمباره
بختک
کابوس
جهود
کلیمی
اعتبار
اندرز
پندآموز
ناصح
عبرتآلود
عبرتآور
عبرتآلود
عبرتآمیز
عبرانی
کلیمی
اخم
ترشرویی
نرجس
نرگس
بندگی
رقیت
تردد
گذار
آمدوشد
تردد
اخمو
ترشرو
برده
بنده
عطر
عنبر
عبیرآمیز
عطرآمیز
خوشبو
عاطر
پرخاش
سرزنش
آستانه
آستان
آل
اولاد
باستان
دیرینه
آنتیک
باستانی
اکنون
اینک
تعجب
حیرت
تکبر
خودبینی
شگفتا
شگفتا
استیصال
اضطرار
گوساله
گوساله
تسریع
تعجیل
پارس
فارس
پیرزال
پیرزن
بیتحمل
بیصبر
بیصبرانه
شتابآلود