جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
ضمیر اول شخص جمع
منوتو
آب
آب
آبجو
آبجو
خوراک
طعام
قرن
سده ≠ دهه
بازگشت
مرجع
ماوراءالطبیعه
متافیزیک
بازمانده
باقیمانده
الباقی
باقی
هیز
مخنث
هیز
مخنث
اندرون
بین
حیران
شگفتزده
صدها
صدگان
مبهوتشدن
بهتزده شدن
به تعجبواداشتن
شگفتزده کردن
گاوباز
گاوباز
ته
زیر
ترکه
مردهریگ
مادهگرا
مادی
مادهگرایی
مادیگری
آرایه
قالب
حیران
متحیر
پرسه
سوگ
سوگواربودن
عزادار بودن
عزاگرفتن
به سوگ نشستن
اندوهزا
ماتمزا
پرسه
تعزیت
پرسه
تعزیه
ماتمزده
عزادار
غمافزا
غمفزا
تعزیتداری
عزاداری
تعزیتدار
داغدار
عزاخانه
غمکده
عزاخانه
غمکده
حیرانوبهتزده
حیرتزده
حیرتزده شدن
بهتآلود گشتن
روژ لب
روژ لب
کارهای نیک
آثارنیک
بزهکاریها
خطاها
ارجمند
بزرگوار
پیشامد
جریان
آشوبطلب
بلواطلب
آشوبطلبانه
بلواجویانه
آشوبطلبی
بلواجویی
ماجراجو
آشوبطلب
ماجراجویی
آشوبطلبی
اجرتگرفته
مزدگرفته
بوس
بوسه
بوسه دادن
بوسیدن
بوسیدن
بوس کردن
ماده ≠ نر
ماهیچهماده ≠ نر
حاصل
نتیجه
منابع
منبعها
منبع
منشا
گرفتار
گرفته
مالیخولیا
سودا
تازمانی
تا
مادامالعمر
سراسرحیات
دربود
درطی زندگی
ستایشگر
مدحکننده
ام
مام
مادروار
مانند مادر
بیبی
جده ≠ آقابزرگ
حرامزاده
ولدالزنا ≠ حلالزاده
مادرخرج
تدارکچی
نامادری
دایه
مادرسری
مادرشاهی ≠ پدرسالاری
ماده بودن
تانیثبودن
دوشیزه
دخترخانم
جرم
هیولی
چرک کردن
عفونت کردن
ماترآلیست
مادهانگار
ماترآلیستی
مادهانگاری
زیردست
مرئوس
پولپرست
پولدوست
پول
ثروت ≠ معنویات
اسب ماده
اسب ماده
تانیث
مونثبودن ≠ نرینگی
ماچه
ماده
مادهگرایان
ماتریالیستها ≠ الهیون
گلدسته
مناره
مختار
مخیر
اژدر
اژدها
معزم
افسونگر مار
پرپیچوخم
پیچاپیچ
مارگیا
مارگیاه
سرکش
طاغی
بدجنس
موذی
موسیقی نظامی
رژه
سپهبد
سردار
مرتد
ازدینبرگشته
انگ
داغ
لرزانک میوه
مربای عصاره میوه
چلپاسه
کلپاسه
آژنگ
چین
اضافی
باقیمانده
مازوشیشم
شهوت خودآزاری
مالش
مشتومال
مالشدادن
مشتومال کردن