جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
بار
رستوران
سیم
سیم
بختک
افکاروهمآلود
صداق
مهریه
دولت
هیئتدولت
ناخدا
ناوبان
ثبات
دبیر
روحانی
زاهد
صلیبی
عیسوی
احول
کاژ
احول
دوبین
ارگ
صرح
پادشاه
قصرنشین ≠ کوخنشین
چارچوب
قاب
ارمغان
تحفه
دروغپرداز
دروغگو
پیشه
حرفه
فعال
کارآمد
باتجربه
حاذق
بازرس
جاسوس
باتدبیر
حاذق
تازهکار
شاگرد
آزمودگی
توان
کاردان
لایق
استعمال
استفاده
پیشکار
عامل
فیش
ورق
سجل
شناسنامه
شرکت
شرکتفراملیتی
جعبهمقوایی
پروندهدان
کارگاه
ماشینخانه
چاقو
خنجر
آزموده
استاد
آزمودگی
استادی
شفره
کاردچه
اسقف
خلیفه
آرزم
پرخاش
عامل
کارطراز
پرداخت
تادیه
اخلالگر
اشکالتراش
اخلال
اخلالگری
خبره
کاردان
آقا
ارباب
بازده
راندمان
مستعمل
کارکشته
آزموده
خبره
کاری
رنجبر
آتلیه
کارخانه
زحمتکش
عمله
عملگی
فعلگی
پیشکار
عامل
عاملی
کارگشایی
انرژی
نیرو
اجر
اجرت
اداری
پرسنل
بیلان
تصدیق
کارآمد
موثر
قافله
کاربان
جلودار
ساربان
خان
رباط
کارآموز
تازهکار
کارگر
اثربخش
آبرو
قنات
چاهکن
کاریزساز
قمارخانه
قمارخانه
احول
کاچ
احولی
دوبینی
کوس
نقاره
بازاری
بازرگان
سوداگر
کاسب
کاهش
کمی
نوار
نوار
کاهش
کمی
بیرواج
بیرونق
پیاله
تاس
سنگپشت
لاخه
ریزهخوار
سورچران
ایکاش
بو
آشیانه
بیت
حراثت
زراعت
زراعت
غرس کردن
کشت
کشته
مکتشف
یابنده
ایکاش
بو
قرطاس
منشور
بوروکراسی
دیوانسالاری
کاتب
محرر
بتپرست
بدکیش
جفاپیشه
جفاجو
چایخانه
رستوران
بسنده
بس
اخوی
برادر
زلف
طره
خام
نارسیده
اروس
تنخواه
بدن
پیکر
تشریح
کالبدشناسی
دانشکده
مدرسهعالی
ارابه
درشکه
درشکهچی
درشکهران