جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
بایگان
پاسبان
دستور
قاعده
زننده ≠ مضروب
زننده ≠ مضروب
بیراه
گمراه
پایندان
پذرفتار
باطل
بیفایده
تباهسازی
تضییع
بایگان
ثبات
تصرف
توقیف
بیآرام
بیقرار
اندوه
تنگدلی
زاری
زوزه
اندوهمند
دلتنگ
همبستر
همخوابه
درشتی
ستبرا
تناور
خشن
خلاف
عکس
ایمنسازی
عفونتزدایی
اختلاف
تضاد
بدبختی
تنگدستی
دارالضرب
دارالضرب
زدن
شکنجه
فرجه
فرصت
تپش
زدن
زخم
زدن
زدن
شوک
آسیب
اضرار
پستان
زاری
اسد
شیر
بایسته
دربایست
احتیاج
اقتضا
الزامی
بایسته
آرامگاه
تربت
اعمی
کور
بیبنیگی
بیحالی
بیحال
بیقدرت
بیتدبیر
بیتمیز
بیاراده
بیچاره
انحراف
گمراهی ≠ هدی
انحراف
بغی
بر
پهلو
بریزه
پماد
پنهان
مختفی
پیمان
تعهد
پایندانی
پذرفتاری
پیوستها
متعلقات
اثنا
حین
اشارتاً
اشاری
اندرون
اندیشه
الحاق
پیوست
پرتو
روشنایی
املاک
اموال
بزم
پذیرایی
اسد
حیدر
مدعو
میهمان ≠ میزبان
تنگ
تنگنا
ریحان
سبزه