جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
توقفگاه
توقفگاه
مستحفظ
نگهبان
پادو
پیشخدمت
ارابه
درشکه
دندان
نیش
رختشو
سپیدشو
بهنیشکشیدن
خاییدن
غوزه
ارزن
خروشیدن
فریادکشیدن
پا
خطوه
فصل
موسم
اتفاقاً
بعضیاوقات
گاهوار
گهواره
بقر
ثور
ابله
احمق
زرتشتی
زردشتی
خرسک
فرش
تکلم
حرف
اتفاقی
الهبختکی
لعنتی
ملعون
بینوا
تلنگی
دارالمساکین
نوانخانه
ذوب
ذوبان
ذوب
ذوبان
آب کردن
تافتن
مایع
مذاب
ذوب
میعان
ذوب
ذوبان
گداپیشه
گدامنش
گداصفت
گداطبع
گداپیشگی
گداصفتی
تهیدستی
درویشی
عبور
گذر
جادادن
گذاشتن
نهادن
هشتن
آمدورفت
تردد
بیدوام
زودگذر
امرار
عیش
طی کردن
قراردادبستن
پاساژ
خیابان
پاسپورت
تذکره
راهگذر
رهسپر
اغماض
بخشایش
عبور
گذر
پیش
دیرین
جرب
اگر
خنزیر
خوک
ادات
دستور
ارجمند
دوستداشتنی
اعزاز
بزرگداشت
ثقیل
سنگین
پربار
ثقیل
ارجمند
ارزشمند
بلندپایه
بلندمرتبه
پوستکلفت
حمول
بزرگوار
عالیقدر
ارزشمند
بهادار
ارجمندی
مرغوبیت
عزیز
گرامی
ثقل
سنگینی
کلیشهساز
مهرساز
انحراف
تمایل
بیشرم
بیحیا
پیشی
سنور
پهلوان
تهمتن
حلقه
دایره
خاک
غبار
غبارآلود
گردآلوده
تالیف
تدوین
ورطه
طوفانورطه
اطراف
پیرامون
دوار
سیار
بهگردشدرآوردن
پردادن
پرسه
پیکنیک
پارک
تفرجگاه
جید
خر
تدویر
گردی
غبارآلود
گردآلود
طوق
عقد
سربلند
مفتخر
سرکش
طاغی
استکبار
تعدی
بغی
تطاول
زورمند
قلچماق
پز
بند
راهبر
راهزن
قرص
گرد
اجلاس
جلسه
جوز
گردکان
آسمان
چرخ
چرخ
ارابه
حرکت کردن
راهپیمودن
چماق
عمود
جوع
غلا
جایع
گشنه
آزمند
آزور
اسیر
بازداشت
ابتلا
اسارت
انسداد
قبض
ستاندن
ستدن