جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
امساک
بخل
بخیل
پست
بین
درون
بیبندوبار
بیحمیت
بیبندوباری
بیفکری
اقلاً
حداقل
لاعلاج
ناچار
آزمایشگاه
آزمایشگاه
التماس
تضرع
اوباش
بیسروپا
بختآزمایی
قرعه
دربایست
لابد
آبی
تیره
پاره
پینه
پارهدوز
پینهدوز
دیوار
بنیاد
ابله
احمق
کرم
کرم
چسبناک
چسبنده
بایست
بایسته
بایسته
مستلزم
لاج
ماچه
عشقبازی
لاسزدن
جسد
جنازه
رخمه
کرکس
جسد
میت
بیسود
بیفایده
اباطیل
ترهات
لاجرم
مجبور
استیصال
بیچارگی
شوخی
ظرافت
باریک
ضعیف
باریک
کمجثه
ذبول
نحیفی
تنها
فقط
ادعا
تفاخر
پراکندهگو
چاخان
بیاعتنا
بیبندوبار
بطالت
بیاعتنایی
پوسته
پوشش
سنگپشت
کاسهپشت
اما
لیکن
ابکم
اصم
بنده
خدمتکار
آلاله
شقایق
باغ
چمنزار
آتشرنگ
آذرگون
آلاله
شقایق
سرخفام
لالهرنگ
خمیده
منحنی
بیدین
بیکیش
تابان
تابنده
بیوفایی
عهدشکنی
آشیانه
آشیان
عشرتکده
فاحشهخانه
عالمغیب
ملکوت
الهی
غیبی
عدم
نیستی
رسوب
گل
تغییرناپذیر
ثابت
بیانتها
بیپایان
تنقیه
لاروبی
پایدار
جاوید
بیخود
بیهوش
ارزنده
باکفایت
زوالناپذیر
فناناپذیر
حلنشدنی
ناگشودنی ≠ قابلحل
پیوسته
دایم
بستر
بنلاد
پوستهای
قشری
طبقهطبقه
قشردار
چکیده
خلاصه
شفه
لوچه
بالاپوش
ردا
پوشاک
پوشش
آکنده
انباشته
تبسم
خنده
تبسمکنان
متبسم ≠ گریهکنان
آکنده
پر
پویچه
خو
شیر
شیر
حاشیه
کناره
چغندرپخته
چغندرپخته
بخرد
خردمند
آری
بلی
گونه
لب
چک
خدشه
پارچهکهنه
کهنهژنده
خیرگی
ستیزه
خیرهسری
ستیزگی
ابرام
ستیزهجویی
افسار
پالهنگ
افسارگسیخته
سرکش
خودراءی
ستیهنده
کثافت
گل
باتلاق
منجلاب
بدنام
رسوا
میانهدریا
پرتگاه
تخس
جسور
خودسرانه
خودکامانه