جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
چاه
چاه آب
بهوسیله
توسط
آبرودار
آبرومند
بهتفصیل
مفصل
گلگون
باطراوت
باشکوه
باعظمت
احتیاطکار
محتاط
پرحرارت
پرشور
آدابدان
فرهیخته
ارجمند
بااعتبار
اصالتدار
اصیل
اصالتدار
اصیل
باارزش
پادار
باقصد
عمداً
ملتهب
ملتهب
انصافدار
منصف
بادیسیپلین
بانظم
ارجمند
باارزش
ایماندار
بادیانت
هرچند
اگرچه
رایج
رسم
تداول یافتن
رایجشدن
متداول کردن
رایج کردن
اب
پدر
پدربزرگ
جد
داش
داشمشدی
از باب
بهخاطر
بافیض
زیاد
سیخ کباب
سیخ
باختر
مغرب
اقحوان
اکحوان
آزموده
حاذق
مدبر
کاردان
پیل
قوه
بافضیلت
پرهیزکار
باطلاق
گنداب
چوبدست
عصا
بارور
مثمر
ارتشا
باژ
اخاذ
باجستان
باشهامت
پرجسارت
باشهامت
باعرضه
اخاذ
باجبگیر
اخاذی
باجگیری
محل اخذ عوارض
محل اخذ عوارض
باشوکت
باعظمت
همریش
سلف
دریچه
باجنگ
آبجی
اخت
سرزنده
دلزنده
محجبه
چادری
تند
حاد
احتیاطکار
دوراندیش
باعظمت
جلیل
بامروت
جوانمرد
بردبار
پرشکیب
آزرمگین
شرمگین
آبرودار
آبرومند
آگاه
داننده
آگاه بودن
بااطلاع بودن
آگاه شدن
بااطلاع شدن
باختن ≠ برد
شکست ≠ پیروزیباختن ≠ برد
بابل
غرب
ازدست دادن
تلف کردن
از دست داده
تلفشده ≠ برده
پرهیزگار
خداترس
آگاه
بهوش
هوا
آماس
متورم شدن
ورم کردن
نفاخ
نفخآور
بادآورده
مفت
جریمه
جزا
درخت بادام
درخت بادام
پیله
ابریشم
بادکنک
بادکنک
شراع
سفینه
اسرافکننده
خراج
برگریزان
پاییز
فرز
تندرو
بادنما
بادنما
فرفره
فرفره
بادخن
بادغر
باذمجان
بادنجان
ساغر
شراب
بادهپیما
بادهگسار
بادهگساری
شرابخواری
بادهپیما
بادهگسار
خراباتی
خمار
بادهپیما
بادهنوش
بادهپیمایی
شرابخواری
بادهپیما
پیالهپیما
بادهپیمایی
بادهگساری
پایدار
پاینده
منسوب به باد ≠ آبی
خاکی
دیندار
مومن
بیابان
تیه
بادیهگرد
بیاباننشین
باهوش
تیزفهم
بخشنده
سخی
خوشقریحه
ذوقمند