فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

فتوا

۴۳
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ اجازه
۲ حکم
۳ رای
۴ فتوی
۵ اجازه
۶ حکم
۷ رای
۸ فتوی

توضیحات

فتوا به معنای بیان حکم اسلام به وسیلهٔ فقیه یا مفتی است.


نمونه
اگر روزه گرفتن برای بدن ضرر داشته باشد صحیح نیست.
در صورتی که خریدار در معامله گول خورده باشد حق فسخ معامله را دارد.اقرب و اقوی
اقرب و اقوی یک اصطلاح فقهی در شیعه است و به معنای فتوا است که مقلّد در آن حق رجوع به مجتهد دیگر را ندارد، بلکه باید به رأی همان مجتهد عمل نماید.
استفتا
معنای استفتاء درخواست فتوا یعنی سؤال کردن و کسب نظر مجتهد دربارهٔ حکم شرعی یک مسئله می‌باشد.هنگامی که شخصی نظر فقه اسلام را در انجام عملی نداند، به یک مجتهد رجوع می‌کند و نظر فقه را در آن مورد جویا می‌شود. مجتهد هم بر اساس منابع فقهی (که در فقه شیعه عبارت از کتاب، سنت، اجماع و عقل می‌باشند) پاسخ استفتاء‌کننده را می‌دهد
اقسام اجتهاد
اجتهاد را به «اجتهاد مشروع» و «اجتهاد ممنوع» تقسیم می‌کنیم.
اجتهاد مشروع؛ عبارت است از اجتهادی که بر اساس ادلهٔ استنباط احکام (قرآن و سنّت ( كه سنت عبارت است قول و فعل و تقرير پیشوایان اسلام) و عقل و اجماع) باشد و مجتهد از خودش نظری شخصی و دلخواه نمی‌دهد.
اجتهاد ممنوع؛ عبارت است از اجتهادی که بر اساس به کار بردن نظر شخصی صورت می‌گیرد؛ نه بر اساس کتاب و سنّت و عقل و اجماع. به بیان دیگر؛ این نوع اجتهاد، اجتهادی است که در آن، فردی که صلاحیت علمیِ لازم برای استنباط حکم‌شرعی ندارد؛ بر اساس رأی و نظر شخصی و دلخواه، دست به اجتهاد می‌زند؛ که دراصطلاح به آن «اجتهاد به رأی» می‌گویند.
پانویس

پیشنهاد ترجمه بهتر