جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
پیرو
پیشناس
استوار
ایستاده
شبزندهدار
متهجد
جانشین
کفیل
جانشینی
کفالت
چارچوب
چهارچوب
قابانداز
قابباز
گیرا
گیرنده
برازنده
سزاوار
حملکردنی
منقول ≠ غیرقابلحمل
بخشپذیر
تقسیمپذیر
دایگی
مامایی
لمسکردنی
ملموس ≠ غیرقابللمس
بسیار
جزیل
ماماچه
ماما
استحقاق
استطاعت
بواب
حاجب
بهچنگآوردن
چنگزدن
آدمکش
جانی
آمیخته
درهم
برش
تراشه
غیرقانونی
غیرمجاز
غیرقانونی
دزدکی ≠ قانونی
باقدرت
پرتوان
اقلیم
بر
تلاوتگر
خواننده
برش
ترک
ایلچی
برید
ضعیف
عاجز
حاکم
حکم
تماماً
جمهور
استر
استر
برا
برنده
دزد
راهبر
راهبر
راهزن
برایی
برش
آمیخته
درهم
آغشتن
آمیختن
بینظم
درهم
بینمازی
رگل
آیین
ترتیب
کاروان
گروه
ساربان
ساروان
بیبهره
بینصیب
راسو
راسو
سخن
کلام
شکل
طرح
قالبتراشی
قالبزنی
قالبتراشی
قالبریزی
اوباش
لات
فرش
گبه
اندام
بالا
فرهنگ
لغتنامه
خرسند
خشنود
رسم
روش
رسماً
شرعاً
حقوقدان
وکیل
شارع
قانوننویس
رسمی
شرعی
پیروز
چیره
امام
بزرگ
بلم
جهاز
بلمران
کرجیبان
سخنگو
صحبتکننده
استوار
ایستاده
جانشین
خلیفه
پایه
ستون
کسوت
جامه
بدی
رسوایی
ازاء
برابر
بنچاق
سند
بدی
زشتی
آرامگاه
تربت
تندرست
چالاک
خاکستان
دارالرحمه
حفار
گورکن
رسید
انقباض
مشت
دسته
پهلو
سو
پیش
پیشاز
پیشازاین
سابقاً ≠ بعداً
کعبه
پرستشگاه
آخری
پیشیین
بارگاه
گنبد
اجابت
استجابت
اجابت کردن
پذیرفتن
بد
خبیث
جور
شبیه
آل
اعقاب
باسکول
ترازو
قاتل
کشنده
ترور
جنایت
آدمکشی
شبیخون
مقتل
مقتل
کشته
مقتول ≠ قاتل
خودفروشی
روسپیگری
جلب
خودفروش
بیتلطف
جندهخانه
تنگسالی
جدب
تنگسالی
تنگی