فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

کاتب

۴۳
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ ثبات
۲ دبیر
۳ صاحب‌قلم
۴ قلمزن
۵ کاغذنویس
۶ مترسل
۷ محرر
۸ منشی
۹ نامه‌نویس
۱۰ نگارنده
۱۱ نویسنده
۱۲ وراق
۱۳ ثبات
۱۴ دبیر
۱۵ صاحب‌قلم

توضیحات

کاتِب یا منشی (همچنین: دبیر) از پیشه‌های پایان‌پذیرفته است و به‌طور ویژه به نویسندگان دوران سده‌های میانهٔ اسلامی گفته می‌شود؛ چه درباری چه آزاد. کاتبان درباری گاه بیش از یک نویسنده عمل می‌کردند و نفوذشان به دانششان وابسته بود.
به نویسندگان در «دیوان انشاء» یک دربار، نیز کاتب می‌گفته‌اند.

منابع

پیشنهاد ترجمه بهتر