فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

کار

۴۱
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ پیشه
۲ حرفه
۳ شغل
۴ کسب
۵ مشغله
۶ نقش
۷ وظیفه
۸ منصب
۹ عمل
۱۰ فعل
۱۱ کردار
۱۲ امر
۱۳ ماجرا
۱۴ ساخت
۱۵ صناعت

توضیحات

واژهٔ کار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

شغل، مسئولیتی که در قالب شغل، پیشه، یا مسئولیت توسط فرد انجام می‌پذیرد
کار (فیزیک)، نوعی از انرژی در حال انتقال از مرزهای سیستم
کار (نشریه)، ارگان سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان‌های منشعب از آن

پیشنهاد ترجمه بهتر