فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

کارگزار

۴۵
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ پیشکار
۲ عامل
۳ مامور
۴ مباشر
۵ متولی
۶ ناظر
۷ وکیل
۸ پیشکار
۹ عامل
۱۰ مامور
۱۱ مباشر
۱۲ متولی
۱۳ ناظر
۱۴ وکیل

توضیحات

کارگزار به فرد یا سازمانی گفته می‌شود که بین خریدار و فروشنده ارتباط لازم را به وجود می‌آورد و در ازای آن حق‌العمل (حق کمیسیون)دریافت می نماید.یک کارگزار به‌طور عام مجموعه‌ای از فعالیت‌های لازم بین خریدار و فروشنده را با توجه به مسئولیت قبلی که خریدار و فروشنده به او واگذار کرده‌اند انجام می‌دهد تا در شرایط مشخص و امن موضوع مورد معامله و هزینه‌های اصلی و جانبی آن تبادل گردد.
با توجه به این تعریف مشخص می‌گردد که با توجه به هر بازاری به‌طور حتم کارگزارهای اختصاصی برای آن بازار وجود دارد. به‌طور مثال:

کارگزار اوراق بهادار
کارگزار نشریات
کارگزار املاککارگزار املاک
کارگزار املاک به فرد یا سازمانی گفته می‌شود که با توجه به مهارت‌های لازم برای انجام معامله، در جهت حفظ منافع خریدار یا فروشنده در جریان خرید و فروش ملک ارتباط لازم را میان طرفین به وجود می‌آورد.
کارگزار املاک مجموعه‌ای از فعالیت‌های لازم بین خریدار و فروشنده را با توجه به مسئولیت قبلی که خریدار و فروشنده به او واگذار کرده‌اند انجام می‌دهد تا در شرایط مشخص و امن موضوع مورد معامله و هزینه‌های اصلی و جانبی آن تبادل گردد.
در ایران، بنگاه‌های مشاور املاک که در حال حاضر در زمینه معاملات املاک و مستغلات فعالیت می‌کنند در واقع نمونه‌های ساده تری از کارگزاری املاک هستند.

جستارهای وابسته
شرکت کارگزاریمنابع

پیشنهاد ترجمه بهتر