فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

جاندار

۴۵
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ جانور
۲ جنبنده
۳ حی
۴ حیوان
۵ ذی‌نفس
۶ زنده ≠ بی‌جان
۷ جانور
۸ جنبنده
۹ حی
۱۰ حیوان
۱۱ ذی‌نفس
۱۲ زنده ≠ بی‌جان

توضیحات

جاندار، اَندامگان، اُرگانیسم (به فرانسوی: Organisme) یا موجود زنده به معنای یک سامانهٔ زنده و پیچیده از اعضا است که با تأثیرشان بر یکدیگر، امکان سازگاری با محیط و تضمین بقا و پایداری کل آن موجود زنده (جاندار) را فراهم می‌کنند. دربرابر بی‌جان قرار دارد.
واژهٔ ارگانیسم، از واژهٔ یونانی باستان Οργανον با تلفظ organon به معنی ابزار یا وسیله اقتباس شده‌است.
موجودات زنده با عامل‌های زیر از غیر زنده‌ها متمایز می‌شوند (جانداران همهٔ هفت ویژگی اول را با هم دارند):
(این ویژگی‌ها تنها در حالت طبیعی، سالم و بالغ می‌باشد)

نظم و ترتیب
هومئوستازی
تکوین
فرایند جذب و استفاده از انرژی
پاسخ به محیط
تولید مثل
سازش با محیط(مصرف آب و غذا در ردیف ۴ دسته‌بندی می‌شود و تنفس در ردیف ۲ و ردیفی مجزا یا ویژگی ای مجزا نیستند)
اَندامگان‌ها (جانداران) انواع متنوعی دارند که عبارت اند از:
۱-آغازیان
۲-باکتری‌ها و باستانیان

قارچ‌ها
گیاهان
جانوران.طبیعی، سالم و بالغ
این سه ویژگی را تمام جانداران ندارند. برای مثال قاطر که از جفت‌گیری خر نر و اسب ماده به وجود می‌آید قابلیت تولید مثل ندارد. این موجود با آنکه جاندار به حساب می‌آید یکی از ویژگی‌های جانداران را ندارد اما جاندار به حساب می‌آید؛ زیرا در حالت طبیعی نمی‌باشد.
مثال دیگر نوزادان می‌باشد. اینها با آنکه جاندارند اما قابلیت تولید مثل ندارند زیرا در حالت بالغ نمی‌باشند.

جستارهای وابسته
میکروبپانویس‌ها و منابع

ضد واژه

بی‌جان

پیشنهاد ترجمه بهتر