فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

ضمان

۴۲
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ پیمان
۲ تعهد
۳ ذمه‌دار
۴ ضمانت
۵ عهد
۶ عهده‌گیر
۷ کفالت
۸ وعده
۹ پیمان
۱۰ تعهد
۱۱ ذمه‌دار
۱۲ ضمانت
۱۳ عهد
۱۴ عهده‌گیر
۱۵ کفالت

توضیحات

ضَمان یا عقد ضمان در فقه و حقوق ایران به معنای بر عهده گرفتن مالی است که بر ذمه دیگری است. به تعبیر دیگر ضمان، التزام به پرداخت دین ثابت دیگری از طرف شخص غیر مدیون به آن شخص است.متعهد را ضامن، صاحب مال(طلبکار) را مضمون له، و مدیون اصلی را مضمون عنه می‌گویند. در فقه امامیه ضمان را نقل ذمه‌ای به ذمه دیگر تعریف کرده‌اند، قانون مدنی ایران نیز به پیروی از نظریه امامیه نقل ذمه را پذیرفته و در ماده ۶۹۸ به این امر تاکید کرده است.


معنای لغوی
ضمان در لغت به معنای بر عهده گرفتن، کفیل شدن، التزام و تعهد می‌باشد.
شرایط مورد ضمان(مضمون به)
باید مال باشد (عین یا منفعت)
در ذمه کسی باشد
معین باشدپانویس

منابع
جعفری لنگرودی، محمد جعفر (۱۳۹۰). ترمینولوژی حقوق. تهران: کتابخانه گنج دانش. شابک ۹۶۴-۵۹۸۶-۰۷-۹.

پیشنهاد ترجمه بهتر