فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

ضرب

۴۱
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ زدن
۲ شکنجه
۳ ضربت
۴ کوب
۵ کوفتن
۶ جرح
۷ زخم
۸ تنبک
۹ تالی
۱۰ شبیه
۱۱ مانند
۱۲ مثل
۱۳ همتا
۱۴ صنف
۱۵ قسم

توضیحات

در فارسی، ضَرب به چند معنا به‌کار می‌رود:

موسیقی
ضرب (ساز) یا تمبک یکی از سازهای موسیقی
ضرب (موسیقی) به معنی واحد زمانی (اشتباه نشود با تمپو یا تندا که به سرعت اجرای این ضرب‌ها اشاره دارد)
ضرب‌آهنگ یا ریتم، یکی از ویژگی‌های قطعات موسیقیریاضیات
ضرب (ریاضی)، یک از چهار عمل اصلی در ریاضیاتسایر
ضرب سکه، به معنی ساخت سکه از طریق کوبیدن

پیشنهاد ترجمه بهتر