جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی
در فارسی، ضَرب به چند معنا بهکار میرود:
موسیقی
ضرب (ساز) یا تمبک یکی از سازهای موسیقی
ضرب (موسیقی) به معنی واحد زمانی (اشتباه نشود با تمپو یا تندا که به سرعت اجرای این ضربها اشاره دارد)
ضربآهنگ یا ریتم، یکی از ویژگیهای قطعات موسیقیریاضیات
ضرب (ریاضی)، یک از چهار عمل اصلی در ریاضیاتسایر
ضرب سکه، به معنی ساخت سکه از طریق کوبیدن