فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

ساج

۳۶
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ تابه
۲ تاوه
۳ بالاپوش
۴ طیلسان
۵ درخت ساک
۶ مرغ کنجدخوار
۷ کنجدخوراکتابه
۸ تاوه

توضیحات

واژه ساج به معانی زیر است:

ساج (تاکستان) نام روستایی در استان قزوین است.
ساج صفحه یا دیگی فلزی است که بر روی آن نان می‌پزند.
ساج گونه‌ای درخت است.
سامانه اطلاعات جغرافیایی مخفف عبارت «سامانه اطلاعات جغرافیایی» است.
نان ساجی نوعی نان پهن و نازک است که بر روی یک صفحه فلزی دوار به نام ساج پخته می‌شود.
ماهی ساجی یا ساج بالیغی غذای سنتی شهر میانه در آذربایجان شرقی است.

پیشنهاد ترجمه بهتر