فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

زار

۳۸
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ پریشان‌حال
۲ ضعیف
۳ ناتوان
۴ نحیف
۵ نزار
۶ صرع
۷ غش
۸ تضرع
۹ زاری
۱۰ فغان
۱۱ ناله
۱۲ بیچاره
۱۳ خوار
۱۴ زبونپریشان‌حال
۱۵ ضعیف

توضیحات




زار در زبان فارسی به معنی حالت آشفته و نزار و خراب است، اما به صورت اصطلاحی نام یکی از موجودات تخیلی در جنوب ایران و کرانه‌های خلیج فارس است. ریشه افسانه‌های پیرامون زار از قارهٔ آفریقا ست. برگزارکنندگان مراسم زار با نواختن طبل‌ها، دهل‌ها یا دمام‌هایشان، و سوزاندن بخور زار، افراد را به یک شوریدگی جذبه‌گونه دچار می‌سازند.

تاریخچه

جستارهای وابسته
بخور زار
موسیقی زار
جن
جن‌گیریمنابع

غلامحسین ساعدی، اهل هوا، تهران: انتشارات امیرکبیر

پیشنهاد ترجمه بهتر