فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

رای

۳۹
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ اندیشه
۲ رای
۳ فکر
۴ نظر
۵ اعتقاد
۶ باور
۷ زعم
۸ عقیده
۹ تدبیر
۱۰ شور
۱۱ مشورت
۱۲ حدس
۱۳ قیاس
۱۴ راه
۱۵ اندیشه

توضیحات

رای می‌تواند به موارد زیر اشاره کند:

رأی (حالت جمع: آراء) که در معناهای زیر به‌کار می‌رود:
عقیده؛ نظر؛ عقیدۀ کسی یا کسانی دربارۀ چیزی یا کسی
رای، در حوزهٔ سیاست، برگه‌ای است که نشان‌دهندۀ نظر فرد در مورد یک امر سیاسی، به‌ویژه انتخابات است.
رای، حکم دادگاهرای (فوتبالیست)، رای سوزا ویرا د الیویرا معروف به رای فوتبالیست برزیلی

پیشنهاد ترجمه بهتر