فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

دانشمند

۳۶
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ حبر
۲ حبل
۳ حکیم
۴ خردمند
۵ دانا
۶ دانشور
۷ عارف
۸ عالم
۹ علامه
۱۰ فاضل
۱۱ فرجاد
۱۲ فرهیخته
۱۳ فقیه
۱۴ لبیب
۱۵ متبحر

توضیحات

دانِشمَند شخصی است که در یکی از شاخه‌های دانش چیره‌دست است و از روش علمی برای انجام پژوهش بهره می‌برد. امروزه بیشتر منظور از دانشمند کسانی هستند که پایه‌های دانشگاهی و علمی را تا سطوح بسیار بالا طی کرده و پیشهٔ خود را آموزاندن، ورزیدن و تحقیق دانش و مسائل علمی قرار داده‌اند.
در کار دانشمندان می‌تواند میان تحصیل علمی و کار پژوهشی تفاوت قائل شد. امروزه پژوهش‌ها بیشتر به سفارش یک دولت، نهادهای علمی یا شرکت‌ها انجام می‌شوند.
پیشه‌ای جدا به عنوان پیشه دانشمند بودن، از سدهٔ ۱۹ میلادی به‌وجود آمد؛ زیرا در این دوره فن و علم تأثیر زیادی بر یک‌دیگر گذاردند. شکل‌گیری حرفه دانشمندی از سال ۱۹۴۵ سرعت گرفت و عرصه آن گسترده‌تر شد.

ریشه‌شناسی
در انگلیسی Scientist از دو بخش واژه science (دانش) و پسوند -ist (-ایست و -مند در پارسی) ساخته شده است.

همه‌چیزدانان

دانشمند همه‌چیزدان یا همه‌فن‌حریف به دانشمندی گفته می‌شود که در همه یا اکثر علوم عصر خود دانا و صاحب‌نظر باشند. این لقب بیشتر به دانشمندان دوره‌های قدیم اطلاق می‌شود.ایمهوتپ، ارسطو، بوعلی سینا، لئوناردو دا وینچی، جان فون نویمان، میکل آنژ، گالیلئو گالیله، هیلدگارد بینگنی، گوتفرید لایبنیتس، بنجامین فرانکلین، پائولو سارپی، نیکلاس کوپرنیک، فرانسیس بیکن، والتر راسل، توماس براون، میکاییل سروتوس، ابن خلدون، ابن هیثم، خیام، آنری پوانکاره و آلبرت اینشتین از مشهورترین دانشمندان جامع (بسیاردان) بودند.
منابع

John R. Gribbin (2004), Scientists: A History of Science Told Through the Lives of Its Greatest Inventors, 646 pp.
منصوری، رضا. «مفهوم سنتی علم و عواقب آن». وبگاه آفتاب. دریافت‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۰۷.

پیشنهاد ترجمه بهتر