فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

خاصه

قید
۳۸
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ صفت خاص
۲ مخصوص
۳ ویژه
۴ مخصوصبیگانه
۵ غریبه
۶ خلق
۷ خوی
۸ داب
۹ سجیه
۱۰ طبیعت
۱۱ عادت
۱۲ شیعه ≠ سنی
۱۳ عامه
۱۴ برگزیده
۱۵ صفت خاص

توضیحات

خاصه لفظی عربی‌ست که در اوایل دورهٔ اسلامی و نیز بعدها به افراد و چیزهایی اطلاق شد که «خاص، نخبه، خصوصی» بودند و نه «عمومی، مشترک و کلی». به هر حال این لفظ به زودی در اشاره به زمین‌های خصوصی و دیگر مایملک منقول و غیرمنقول تاج، که مستقیماً در مالکیت یا کنترل حاکم بودند، و نیز همهٔ وظایف، فعالیت‌ها، و اشیای وابسته به او، دربار و خانواده اش نیز به کار رفت.
به اصطلاح خالصه یا زمین‌های عمومی تاج (زمین بایر یا مصادره شده) بخشی از املاک خاصه بود، و اغلب مرز بین این دو ناروشن بود. هر دو در برابر املاک دیوانی یا ممالک که به زمین‌های دولتی اشاره داشتند قرار می‌گرفتند. در قرن نوزدهم لفظ خاصه و نیز دیوانی و ممالک، از کاربرد افتاد و لفظ خالصه در اشاره به همگی قلمروهای تاج به کار رفت. از این به بعد به اموال خصوصی حاکم ملک الخاص و املاک سلطنتی گفته شد.

منابع
"ḴĀṢṢA – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica (به لاتین). 1941-09-11. Retrieved 2017-04-03. نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link)

ضد واژه

سنی

پیشنهاد ترجمه بهتر