فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

حاکمیت

۴۱
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ تسلط
۲ سلطه
۳ امارت
۴ حکمرانی
۵ فرمانرواییتسلط
۶ سلطه

توضیحات

حاکمیت حق انحصاری حکومت برای نظارت بر یک قلمروی ارضی معین است. حاکم، بالاترین مرجع قانون‌گذار است.
«لاسا اُپِن‌هیم» که یکی از مراجع در حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود، نوشته‌است که:

شاید هیچ مفهومی جدال‌انگیزتر از حاکمیت وجود نداشته باشد. این مفهوم، از لحظه‌ای که به علوم سیاسی معرفی شد تا امروز، هرگز معنایی که مورد توافق جهانی قرار گیرد نداشته‌ است.
پانویس


منابع
گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، نشر نی، ۱۳۸۴: تهران.
مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Sovereignty». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۲ فوریه ۲۰۰۹.

پیشنهاد ترجمه بهتر