فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

واحد

۱۶۸
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ تنها
۲ فرد
۳ فرید
۴ مفرد
۵ مقیاس
۶ منفرد
۷ منفرد
۸ وحید
۹ یکتا
۱۰ یکه
۱۱ یگانه
۱۲ تنها
۱۳ فرد
۱۴ فرید
۱۵ مفرد

توضیحات

واحِد واژه‌ای عربی است که معنای واژگانی آن یک و یکتا است.
معانی و کاربردهای واژهٔ واحد در فارسی:

یکا، واحد اندازه‌گیری در فیزیک و برخی دانش‌های دیگر
واحدهای نیروی نظامی در ارتش و دیگر نیروهای مسلح با نام یگان
واحد (اسماءالله)، از نام‌ها و صفات خدا به‌معنی یگانه
به هر آپارتمان از یک مجموعهٔ آپارتمانی یک واحد یا یک دستگاه گفته می‌شود.
«شرکت واحد» نام کوتاه‌شدهٔ شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است.
به‌معنای شعبه، مثلاً هریک از شعبه‌های دانشگاهی در شهرهای گوناگون
واحد نیروگاهی به‌معنی یک نیروگاه
مقداری دارای ارزش، از برخی مفاهیم کاربردی، مانند «واحد درسی» و «واحد دانشگاهی»
مقدار مشخص برای اندازه‌گیری برخی اشیاء، مانند دو واحد آمالگام یا پنجاه‌هزار واحد ویتامین دی

پیشنهاد ترجمه بهتر