فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

نادار

۱۱۴
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ بی‌چیز
۲ بی‌نوا
۳ تنگدست
۴ تهی‌دست
۵ فقیر
۶ مستمند
۷ مفلس
۸ ندار ≠ دارا
۹ غنا
۱۰ بی‌چیز
۱۱ بی‌نوا
۱۲ تنگدست
۱۳ تهی‌دست
۱۴ فقیر
۱۵ مستمند

توضیحات

فِلیکس نادار (به فرانسوی: Félix Nadar) زاده ۶ آوریل ۱۸۲۰ - درگذشته ۲۳ مارس ۱۹۱۰ با نام اصلیِ گاسپار-فِلیکس تورناشُن (به فرانسوی: Gaspard-Félix Tournachon)، نویسنده، کاریکاتوریست، علاقه‌مند به پرواز بالون، کنشگر سیاسی ساده، عکاس و دوست نقاشان و نویسندگان و روشن‌فکران در زمان ناپلئون سوم بود. او در جایگاه عکاس، به خاطر تک‌چهرههایی که از بزرگان هم‌عصر خویش تهیه کرد، در یادها مانده‌است. وی پیشتاز استفاده از نورپردازی در عکاسی نیز بود.


آغاز زندگی
گاسپار-فِلیکس تورناشُن در سال ۱۸۲۰ (میلادی) در پاریس زاده شد. «فلیکس نادار» نامی بود که یکی از دوستانش به او داده بود و نادار نیز آن را برای نام هنری خود برگزید.
زندگی حرفه‌ای
نادار کار حرفه‌ای خود را با نویسندگی برای روزنامه‌ها و مجله‌های گمنام آغاز کرد. اما با این حال توانست در این کار با گروهی از نویسندگان و هنرمندان بوهمی، مانند شارل بودلر آشنا شود. او در ۱۹ سالگی تصمیم گرفت به همراه گروهی از دوستان خود مانند انوره دو بالزاک و الکساندر دوما مجله ادبی به نام کتاب طلایی راه‌اندازی کند. اما این مجله پیش از آن که آثار بالزاک بتواند در آن منتشر شود تعطیل شد.با عضویت در انجمن نویسندگان توانست با شخصیت‌هایی چون الکساندر دوما، ژرژ ساند و ویکتور هوگو همنشین شود. این همنشینی به کار او در زمینه کاریکاتور کمک کرد. نادار در سال ۱۸۴۸ (میلادی) به عنوان کاریکاتوریست در روزنامهٔ Le Charivari کار می‌کرد.
نادار در ۱۸۶۰ (میلادی) در اوج موفقیت به ساختمان پلاش در بلوار کاپوچین جابجا شد. در سال ۱۸۷۴ (میلادی) با قرض‌دادن (یا شاید اجاره‌دادن) کارگاه خویش در ساختمان پلاش به گروهی از نقاشان ناراضی مانند پیر اگوست رنوآر، کلود مونه، ادگار دگا، کامی پیسارو، و برت موریسو برای برگزاری یک نمایشگاه مستقل، پانوشتی را در متون تاریخ هنر به خود اختصاص داد. از این نمایشگاه عموماً به یک شکست تعبیر می‌کردند. پیر اگوست رنوآر گفت: «تنها چیزی که از آن نمایشگاه نصیب ما شد، برچسب امپرسیونیسم بود، نامی که از آن متنفر بودم.»
نادار در سال ۱۸۸۵ (میلادی) هنگامی که ویکتور هوگو در بستر مرگ بود عکس گرفت. او در سال ۱۸۸۶ (میلادی) نخستین مصاحبه همراه با عکس را با یک شیمی‌دان سرشناس به نام میشل اوژن شورول دربارهٔ عکاسی شهوانی انجام داد. از ۱۸۹۵ (میلادی) تا پیش از بازگشت به پاریس در ۱۹۰۹ (میلادی) در مارسی استودیوی خود را برپا کرد.


بازنشستگی
در آوریل ۱۸۸۴ استودیوی خود را ترک کرد و مدیریت عکاسخانه تازه خود را که کوچکتر بود، به پسر خود پُل سپرد. همزمان با کاهش علاقه نادار به عکاسی، پسرش پُل جای پدر را گرفت. نادار به او اجازه داد که از نام «نادار» استفاده کند. پرتره‌های پل، به‌روزتر به نظر می‌رسیدند. اما درون‌نگری عمیق و روان‌شناسانه عکس‌های فلیکس نادار را نداشتند.
بالن‌سواری

در حدود ۱۸۶۳ (میلادی) بالن غول‌پیکری به نام Le Géant (غول) با همکاری ژول ورن ساخت و پنج هفته با آن پرواز کرد. این بالن به بزرگی یک ساختمان ۱۲ طبقه بود. اما این پروژه Le Géant ناموفق بود. اما باعث پایه‌گذاری «انجمن تبلیغ‌گران پرواز با هوابرهای سنگینبود» شد. این انجمن در پی پرواز با بالگرد به جای بالن بودند. او در تلاشی دوباره به امپراتوری آلمان رسید. این حادثه در سراسر جهان خبرساز شد و ژول ورن شخصیت بی‌باک کتاب از زمین به ماه خود را با الهام‌گیری از این خبر و نادار نوشت.نهایتاً در سال ۱۸۸۵ (میلادی)، نادار به‌وسیلهٔ بالن بسیار بزرگی به نام «غول»، نخستین عکس هوایی جهان را از پاریس گرفت.
درگیری با برادر
فلیکس نادار در آغاز کار، برادرش «آدرین» را به کار عکاسی گماشت. اما بعد خودش نیز به عکاسی پرداخت. این که آدرین تا چه اندازه درگرفتن نخستین عکس‌های نادار سهم داشته، معلوم نیست. به نظر می‌رسد آدرین نیز تلاش می‌کرده خود را به نام «نادار جوان» معرفی کند. این کار باعث شد فلیکس از او به دادگاه شکایت کند. با پیروزی در دادگاه، کار فلیکس رونق گرفت ولی آدرین ورشکسته شد.
سبک عکاسی
در دوره نادار در پرتره‌های استودیویی، در پس‌زمینه و کنار سوژه از تزئینات بسیاری استفاده می‌کردند و تمرکز بیشتر بر لباس افراد بود. اما نادار چهره‌ها را در کانون توجه قرار داد و از پس‌زمینه‌های ساده استفاده کرد و کوشید که شخصیت فرد را بیشتر به تصویر بکشد. افزون بر این، او با بهره‌گیری از نور، به چهره سوژه‌های خود سیمایی نورانی دهد. چنین چیزی در کارهای هم‌دوره‌های او دیده نمی‌شود.
فرهنگ سلبریتی
فلیکس نادار از نخستین عکاسان سلبریتی به‌شمار می‌رود. او دریافته بود که مردم حاضرند برای عکس شخصیت‌های سرشناس پول بدهند و دوربین عکاسی ابزار مناسبی برای این کار بود. عکس به آسانی منتشر می‌شد و پدیده‌ای تازه و ویژه به‌شمار می‌آمد و از ارزشی ویژه برخوردار بود."نادار می‌دانست که وفاداری عکاسی به موضوع هم جنبه خوب دارد هم جنبه بد، و ترجیح می‌داد که از زن‌ها تک‌چهره نگیرد. زیرا نتایج «آنقدر صادق و واقعی بود که به سختی کسانی را که در برابر دوربین می‌نشستند، حتی زیباترینشان را، راضی می‌کرد.»
نگارخانه
































پانویس


منابع
نگاهی به عکس‌ها. جان سارکوفسکی. فرشید آذرنگ. نشر سمت. ۱۳۸۲
Richard Holmes, Falling Upwards: London: Collins, 2013.

ضد واژه

دارا

پیشنهاد ترجمه بهتر