فرهنگستان پارس واژه

جستجو و یافتن معادل فارسی لغات عربی رایج در زبان پارسی

غاز

۴۲
بازدید

معادل‌های فارسی

۱ پشیز
۲ شاهی
۳ صنار
۴ قاز
۵ خار
۶ شوک
۷ پاره
۸ ژنده
۹ چاک
۱۰ شکاف
۱۱ پشیز
۱۲ شاهی
۱۳ صنار

توضیحات

غاز یا خربَت نامی عمومی برای گونه‌هایی از پرندگان است که متعلق به خانوادهٔ مرغابیان (Anatidae) می‌باشند. خانواده مرغابیان شامل قو‌ها و اردک‌ها نیز می‌شود. این گروه از غازها خود به سه سرده تقسیم می‌شوند.
غازهای کبود (Anser) - غازهای سیاه (Branta) - غاز برفی (Chen)
غازها در زیرخانوادهٔ غازسانان (Anserinae) و به تبار غازتباران (Anserini) تعلق دارند. تعدادی از عروس‌مرغابی‌ها که از خانوادهٔ مرغابی‌های وحشی هستند و در دسته‌بندی دیگری قرار دارند نیز به نام غاز معروف‌اند.



واژه‌شناسی
نام «غاز» از ریشهٔ ghans از زبان نیاهندواروپایی می‌آید. صورت تلفظ آن در انگلیسی باستان gōs، انگلیسی goose، آلمانی gans، دانمارکی gås، سوئدی gås و در زبان‌های سلتی مانند ایرلندی باستان géiss، ایرلندی gé، زبان برتون gwaz و در اسپانیایی ganso
آلبانیایی gatë، رومانیایی gâskă و چک husa، و در هندی و اردو həns است. واژهٔ خربت نیز به معنی مرغابی بزرگ است.
خاستگاه و منشأ گونه‌های غاز اهلی
غازها در اکثر نقاط جهان دیده می‌شوند و جزء نخستین حیواناتی می‌باشند که اهلی شدند (بعضی از متون، اهلی شدن غازها را مربوط به ۳٬۰۰۰ سال پیش در مصر می‌دانند) غازهای اهلی را در رنگ‌ها و شکل‌های متفاوتی می‌توان یافت که از نظر جثه بسیار بزرگ‌تر از اجداد وحشی خود هستند. در بسیاری از کشورها، غازهای اهلی از نظر ژنتیکی بهبود یافته‌اند. از انواع غازهای اهلی می توان به غاز خاکستری و غاز قونما اشاره کرد.

پانویس

منابع
پرورش، نگهداری وبیماری‌های پرندگان آبزی، تألیف دکتر احسان مقدس، چاپ اول، سال ۱۳۸۶، تهران، انتشارات محمدی.

پیشنهاد ترجمه بهتر